آنيتاآنيتا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 21 روز سن داره

آنيتا ثمره عشق مامان و بابا (آنیتا فرشته ای از جنس آسمان)

میبینمت و میمیرم از غصه و درد

این روزها وقتی میام خونه از اداره و تا چشمم بهت میفته اشک میریزم دست خودم نیست دیگر طاقتم طاق شده دیروز تب داشتی عزیز جون هم که بخاطر عمل پروتز زانو بیمارستان بستری بود مرخص شده بود بهم زنگ زد و گفت مرخص شده .نیاز بود یکی بره کارهای ترخیصش رو انجام بده از صبح با خانم جودکی پرستارت در تماس بودم و وضعیتت رو چک میکردم خیلی نگران بودم بخاطر اینکه جمعه همه فامیل پدر ملاقات رفته بودند و من نمیخواستم تورو با این وضع ببینن نرفتم شنبه میخواستم حتما برم که عزیز مرخص شد خیلی سخت بود ساعت 2 داشتم کارامو میکردم راه بیفتم به سمت خونه دلشوره داشتم نکنه تب بدترت کنه که عزیز زنگ زد دلم برای اونم طا...
2 تير 1392
1